از پر کردنِ فرم تا روزِ انتشار؛ چکلیستی برای یک عرضهٔ آبرومند در محصولهانت، با نکتههایی که فقط بعد از چند ماه دیدن از پشتِ پنلِ ادمین فهمیدم.
پیش از اینکه فرمِ عرضه را باز کنی، یک شب با خودت بنشین. نه برای کارِ بزرگ، فقط برای سه چیزِ کوچک: اسمِ محصول، لوگو، و آن یک جملهٔ توصیفی که قرار است هزاران بار بیشتر از خودِ محصول دیده شود.
اینجا تجربهٔ چند ماهِ تماشای پشتِ صحنهٔ محصولهانت را مینویسم. کاری که من، در جایگاهِ بنیانگذارِ این پابلیکیشن، از پشتِ پنلِ ادمین میبینم با چیزی که از بیرون به نظر میرسد فرق دارد. این یادداشت، چکلیستی است برای کسی که میخواهد عرضهاش آبرومند باشد؛ نه پر سر و صدا، نه نامرئی.
پیش از فرم — اسم، لوگو، و آن یک جمله
اسمِ محصول را با صدای بلند بخوان. اگر مجبور شدی توضیح بدهی که چطور تلفظ میشود، یا املای انگلیسیاش با فارسیاش جور درنمیآید، همان شب اصلاحش کن. در محصولهانت، اسم در کنارِ لوگو، در گریدِ و ، در عنوانِ صفحهٔ تکمحصول، و در اشتراکگذاریهای تلگرامی تکرار میشود. اسمی که در یک خطِ موبایل جا نشود، نیمی از حضورش را از دست داده.
لوگو را در ابعادِ ۲۵۶ در ۲۵۶ پیکسل، با پسزمینهٔ شفاف (PNG) آماده کن. اگر لوگو متنمحور است، حاشیهای داخلِ کادر بگذار؛ گریدِ محصولهانت لوگوها را در یک قابِ مدور مینشاند و متنهای چسبیده به لبه، بریده دیده میشوند. لوگو نباید روی پسزمینهٔ روشن و تاریک محو شود — این مهمترین تستی است که خودم قبل از تأیید انجام میدهم.
آن یک جملهٔ توصیفی (همان tagline) سختترین قسمت است. قاعدهٔ شخصیام: زیرِ ۶۰ کاراکترِ فارسی، بدونِ صفتِ تبلیغاتی، با یک فعل. بهجای «بهترین ابزارِ مدیریتِ پروژهٔ ایرانی»، بنویس «پروژهها را در یک تقویمِ شمسی ساده میچینی». اولی شعار است، دومی توصیف. توصیف کار میکند.
پر کردنِ فرمِ ثبت — هر فیلد چه میکند
وقتی به میرسی، فرم را مثلِ یک فرمِ اداری پر نکن. هر فیلد سرنوشتِ متفاوتی برای عرضهات میسازد.
دستهٔ محصول را با وسواس انتخاب کن. اگر ابزارت یک SaaSِ B2B است، نه «اپلیکیشن» بزن نه «دیگر»؛ برو . دستهبندیِ درست یعنی صفحهٔ دسته، هفتهها بعد از عرضه هم برایت ترافیک میآورد. دستهبندیِ غلط یعنی محصولت در هیچکجا خانه ندارد.
توضیحِ بلندِ محصول را به سبکِ «معرفیِ خودت در یک مهمانی» بنویس، نه به سبکِ صفحهٔ About. سه پاراگراف کافی است: چه مسئلهای را حل میکند، برای چه کسی، و چه چیزش از بقیه فرق دارد. اگر در پاراگرافِ سوم گیر کردی، شاید هنوز برای عرضه آماده نیستی.
لینکها را تستِ نهایی کن. لینکِ شکستهٔ دموی محصول، تلگرامِ پشتیبانیِ بایگانیشده، یا دامنهای که گواهیِ SSL ندارد، در ساعتِ اولِ بازدید، بازدیدکننده را برمیگرداند. من قبل از تأیید، تکتکِ لینکها را باز میکنم. اگر یکی نکار باشد، عرضه را پس میفرستم.
قیمتگذاری را، اگر دارد، شفاف بنویس. تومان، ماهانه/سالانه، با مالیات یا بیمالیات. کاربرِ ایرانی، بعد از سالها پنهانکاریِ قیمت، به شفافیت پاسخ میدهد. اگر رایگان است، بنویس رایگان. اگر فریمیوم است، مرزِ پلنِ رایگان را روشن کن.
تصاویرِ محصول — چرا اسکرینشاتِ فارسیِ تمیز، نیمی از کار است
این بخشی است که بیشترین عرضهها در آن لنگ میزنند.
نسبتِ تصویرِ گالریِ محصول، ۱۶ به ۹ است و حداقل با عرضِ ۱۶۰۰ پیکسل آپلودش کن. هر چیز کوچکتر، روی نمایشگرهای رتینا تار دیده میشود. JPEG با کیفیتِ ۸۵ یا WebP، نه PNGِ سنگین — صفحهٔ کند، اولین قاتلِ عرضه است.
اسکرینشاتِ فارسی، با راستچینِ درست، با فونتِ خواناست، نه دمویِ انگلیسیِ کپیشده از Figma. اگر محصولت دو زبانه است، اسکرینشاتِ فارسی بزن. کاربرِ مخاطبِ محصولهانت اول میخواهد ببیند این ابزار با زبان و تقویم و عددِ او سازگار است یا نه. یک تاریخِ ۲۰۲۴/۰۳/۱۵ در گوشهٔ اسکرینشات، همان لحظه میگوید این محصول برای جای دیگری ساخته شده.
اولین تصویر را، تصویرِ هیرو در نظر بگیر: یک اسکرینشاتِ تمیز از مهمترین صفحهٔ محصول، بدونِ بنر و موکاپ و دستِ مدلِ آیفون. تصاویرِ بعدی میتوانند جزئیتر باشند — یک جریانِ کاری، یک قابلیتِ خاص، یک نمودار. سه تا پنج تصویر کافی است؛ ده تا یعنی نمیدانی کدامش مهم است.
روزِ انتشار — ساعت، پیام، و کجا اعلام کنی
محصولاتِ تأییدشده در محصولهانت با ترتیبی دستی منتشر میشوند — ماهانه حدود چهار محصول. یعنی روزِ عرضهات از قبل با تو هماهنگ شده. روزی که قرار است نوبتت باشد، صبحِ زود سرِ کار باش.
بهترین ساعتِ اعلام، بینِ ۹ تا ۱۱ صبحِ ایران است. کاربرِ مخاطب در این ساعتها پشتِ میز است، تلگرام و توییترش باز است، و آمادگیِ کلیک دارد. بعد از ساعتِ شش عصر، رأیها افت میکنند.
پیامِ اعلام را در سه نسخه آماده کن: یک نسخهٔ کوتاهِ توییت/X (زیرِ ۲۲۰ کاراکتر، با لینکِ صفحهٔ تکمحصولت در محصولهانت)، یک نسخهٔ متوسطِ تلگرام (دو پاراگراف، یک تصویر، لینک)، و یک نسخهٔ لینکدینِ بلندتر (داستانِ چرا ساختیاش). همهٔ اینها را به لینکِ همان صفحهٔ محصولهانت برسان، نه به لندینگِ خودت. دلیل ساده است: رأی، نظر، و حضور در /trending فقط از داخلِ محصولهانت اتفاق میافتد.
اگر جامعهٔ کاربرانت در تلگرام است، یک پیامِ شخصی به ۱۰ نفری که میدانی واقعاً برایشان جذاب است بفرست — نه پیامِ همگانی به ۱۰۰۰ نفر. ده رأیِ صادقانه از ده آدمِ مرتبط، بیشتر از صد رأیِ بیربط، الگوریتمِ /trending را تکان میدهد و — مهمتر — نظرهای واقعی میآورد.
هفتهٔ پس از عرضه — راهِ ورود به Trending
عرضه با روزِ اول تمام نمیشود. هفتهٔ اول، پنجرهٔ /trending است.
به هر نظری در صفحهٔ محصولت پاسخ بده، حتی اگر دو کلمه است. کاربری که نظر مینویسد، اگر جواب بگیرد، دفعهٔ بعد رأی میدهد. اگر نگیرد، صفحهٔ محصولهانتِ تو میشود یک دیوارِ خالی.
اگر باگی پیدا شد یا کسی پیشنهادی داد که زود اجراشدنی است، در همان هفته اجرا کن و در نظرها اعلام کن. این تنها راهِ واقعیِ ساختِ اعتماد است. کاربرِ ایرانی محصولی را که سازندهاش زنده و در دسترس است، به محصولی که فقط لندینگِ تمیز دارد ترجیح میدهد — این را بارها در دیتایِ خودِ محصولهانت دیدهام.
و یک نکتهٔ آخر: عرضهٔ موفق در محصولهانت، شروعِ کار است، نه پایانش. اگر یادداشتی، تجربهای، یا درسی از مسیر داری که فکر میکنی به کارِ بقیه میآید، در /rozname منتشرش میکنیم. این مجله، صدای سازندههای ایرانی است؛ از تو هم جا دارد.
حالا، اگر محصولت آماده است، برو سراغِ mahsoolhunt.ir/submit. اگر هنوز شک داری، یک هفته دیگر صبر کن و دوباره این چکلیست را بخوان. عرضهٔ آمادهنشده، بدتر از عرضهنکردن است.